
در تنهايي خود لحظه ها را برايت گريه کردم در بي کسيم براي تو که همه کسم بودي گريه کردم در حال خنديدن بودم که به ياد خنده هاي سرد و تلخت گريه کردم در حين دويدن در کوچه هاي زندگي بودم که ناگاه به ياد لحظه هايي که بودي و اکنون نيستي ايستادم و آرام گريه کردم یکی در آرزوی دیدن توست یکی در حسرت بوسیدن تو، ولی من ساده وبی ادعایم تمام هستیم خندیدن توست الهی قلب غم آتش بگیرد / سیاهی دق کند ماتم بگیرد / الهی تا رفیق هست و زمان هست / کسی یاد تو را از من نگیرد به خیال با تو بودن نیز قانعم پس خیالت را از من نگیر که خیالت مهربان ترین تصویر دنیاست میگن ک...
ادامه مطلب